تبليغاتX
نیمکت

تلاش مسوولان آموزش و پرورش برای حل مشکلات معیشیتی معلمان تاکتیک های دوران گاری و گاوآهن را به اذهان متبادر می کند! یادش به خیر! انگار همگی پینوکیو شده اند!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:24 توسط علی پوینده |


1

یکم : عادتی مرسوم در بین جوامعی چون ایران - که از کثرت تکرار دیگر عادی می نمایاند - دیدن لکه ای سیاه به کوچکی یک گردو در صفحه ای سفید به بزرگی آسمان است! سفیدی را ندیدن و بزرگ نمایی سیاهی و لو کوچک! در این جاست که خطاهای بصری به اشتباهات اندیشه ای و فکری منجری می شود!

دوم: کثرت مطالبات و ناکارآمدی سیستم در پاسخگویی به نیازهای معلمان و انباشت آنها باعث کشف! راه هایی تازه جهت رسیدن به آرمان های تحقق نیافته شده و انشقاق و چندگانگی مسیر هم سبب ایجاد چنددستگی در بین همکارن می شود. این گسست به علت انبوه مطالبات چنان فربه تر از حالت عادی جلوه می کند که همکاران و هم فکران قبلی را در همان ابتدای کار از هم دور می کند! این نبود تفاهم و افشای! یکدیگر بهترین هدیه به کسانی است که گوش خود را چنان در قبال حتی شنیدن تأمین اساسی ترین نیازهای معلمان پنبه پیچ نموده اند که انسان گاهی فکر می کند طرف ما اصولاٌ قادر به شنیدن نیست!

سوم: باز هم عادتی که ناشی از تربیت ناصحیح همه ی ماست خود را حق و عدالت پنداشتن و به تبع آن دچار توهم محوریت در قضاوت گشتن است! به این صورت که بر اساس معیارهای خود دیگران را سبک و سنگین می کنیم و چنان چه رفتار و گفتار و پندار – این قسمت دیگر تخصص هموطنان گرامی است که حتی پندار را هم حدس می زنند و حکم می دهند! -  خلق الناسی به مذاقمان خوش نیاید او را تکفیر نموده و برعکس کسی را که با معیارهایمان هم آهنگ باشد استاد و مبارز و ... می نامیم! معلمان در این خصوص سرآمد جامعه اند!

چهارم: تنزل خواست ها چنان فاجعه آمیز جلوه می کند که دولتمردان گویی با قشری بی سواد و نفهم سروکار دارند و می نشینند و متفکر می شوند! و راه حلی می یابند فراخور وزن و شخصیت آنها: همیشه با یک بن غیرنقدی نهایتاٌ 50 هزار تومانی – ده عدد پنج هزاری ناقابل! -  تشنجات! را برای مدتی ساکت می کنند! مشکل ایرانی و نسخه ی ایرانی تر! تا زمانی که به علت عدم تأمین نیازهای معلمان از سوی دولت و نهایتاً تنزل خواسته ها به مسائل نقدی و ریالی – که نهایت آرزوی انحصارطلبان است – و آرزوی تحقق آنها از سوی ما ! و کش دار کردن آن از سوی آنها ادامه یابد بزرگترین رویای معلمان که کابوس نبود بستر مناسب جهت ادامه ی کار و تدریس را می پوشاند همان ارتقای وضعیت معیشت است!

چهارم: فکر کنید امروز وضعیت معیشت به حدی بهبود یابد که دغدغه ی آن برای همیشه از اذهان محو شده باشد! فردا باید چه چیزی را مطالبه کنیم! مانند همیشه در اولویت بندی خواسته هایمان دچار اشتباه شده ایم! نیازهای اساسی تر را همیشه به امید فردایی مبهم به دست شانس و دعا سپرده ایم و امروز تنها در فکر تهیه ی آدامس و چیپس هستیم!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 12:40 توسط علی پوینده |